بابای94
سلام به مهربونترین دختر دنیا
عشق مامانی سرم خیلی شلوغه و وقت خالی خیلی کم.آرسام که خیلی شیطون شده کلی ازم انرژی و وقت میگیره.واسه همین دیر دیر برات مینویسم.
امروز 27 اسفنده 94 و آخرین نفسهای سال 94.سال نسبتا خوبی بود فقط یه مشکل مالی پیش اومد که انشالله حل بشه.
بابا ماشین عوض کرد تو چند روزپیش که تو دوسش داری.
مهد هرروز برقراره.ترم زبانت با نمره عالی تموم شد.
حال بابا حسین یکم بد شد چندروز پیش که بابا و عمه آزاده بردنش تهران انشالله که زودتر خوب بشه.با دل کوچولوت دعا کن.
عمه اعظم اینا هم اینجا ویلا گرفتن و بیشتر میان.
اینا اتفاقات این چند وقته بود.اما تو دختر ماهم گاهی خیلی شیطون میشی و حرف گوش نکن اما گاهی یه خانوم به تمام معنا.
خیلی خیلی دوست دارم و وقتی نیستی یچیزی گمه تو وجودم.این داداش بلات وقتی موهاتو میکشه بد جور عصبانی میشم اما اونم دستمونو خونده تا من میرسم در میره.
خلاصه که دنیایی منی خوشگل خانوم.
راستی عمه هات اومدن و از امروز با ماهان سرت گرمه.دایی اینا هم فردا میرن کرمان بسلامتی.
عشق مامات همیشه خانوم باش و تندرست.برای ما همه چیزی نفسم
سال 95 بهترینها رو برات آرزو میکنم خدا برای ما حفظتون کنه.
دوستت داریم








بابای94 
