روزهای خنک پاییزمون
عشق من تو روزهای بارونی پاییز بهت سلام عاشقانه یه مادر عاشق رو میدم
دردونه خونم یکی یکدونم دیر میام عذرمو بپذیر.خودت میبینی که چقدر سرمون شلوغه.از لحظه بیداری تا خواب بدو بدو داریم.
هرروز از 2تا 6 که میری مهد کودک و چقدر هم خاله هایی مهد ازت راضین.دوروز تو هفته هم کلاس زبان میرید با آرا.
خلاصه مشغولی و امیدوارم درس رو دوست داشته باشی.
با آرسامم خیلی اوقات نمیسازین.میدونم تو هم کوچیکی و نیاز به توجه داری.اما اونم خیلی کوچیکه.گاهی یواشکی میزنیش
خلاصه که سخت مشغول زندگی هستیم.وامیدوارم همیشه خوب پیش بره
دارم بزرگ شدنت رو میبینم خوشگلم و قد کشیدنتو از لباسها میفهمم.توبزرگ میشی ومن احساس بزرگ و بزرگتر شدن میکنم.نمیشه ثابت نگه دارمتون؟
عزیزم لبات همیشه بخنده و شادی ازت دور نشه.
سرفرازو بلند باشه زندگیت.فدای تو مامانیییییییییی
راستی آدرینا قبلا پیشا یعنی چی مامان؟



روزهای خنک پاییزمون
